هردم از این باغ بری میرسد :|
امروز یه زن آمریکایی تو تلگرام بهم پیام داده بود. از این مسائل قبلاً هم برام پیش اومده بود. با این تفاوت که قبلیا توی یه گروهی با من مشترک بودند و پیام میدادند. این یکی اما مثل اونا نبود. شروع کرد احوالپرسی و اینا و خیلی زود رفت سر اصل مطلب. همچین اتفاقی که یه خارجی یهو پیام بده، چیز طبیعیای نیست. پس میدونستم که دلیلی داره این کارش... این خانم میخواست که شرکتش رو که مربوط به مسائل سرمایهگذاری بود، به من معرفی کنه. ازم پرسید چیزی دربارهٔ تتر و کریپتو و اینا میدونی؟ منم گفتم نه :) درواقع تا حد خیلی کمی میدونستم ولی به هرحال گفتم نه. یه عالمه توضیح داد و اینا. بهش گفتم: ?Why should I trust you
و شروع کرد به دلیل آوردن که شرکت ما اِله و بِله و این داستانا. پرسشم رو دوباره با برجستهکردن یه واژه تکرار کردم:
?"Why should I trust "you
!Not your Company
و این یه ویس داد به من :] ویسش شبیه یه ربات بود.
بهش گفتم احساس میکنم تو یه رباتی. صدات شبیه رباته🤖
خیلی بهش برخورد و گفت:
?What a stupid question is that
گفتم این سوال نبود البته :)))))
و بعدش گفت:
!Stop chat with me
حالا انگار من رفته بودم به این پیام داده بودم :))))) خودت پیام دادی زن. حداقل کاری که کردی رو گردن بگیر😂
منم گفتم: !sure! Bye
نمیدونم چرا انقد بهش برخورد. به نظر خودم خیلی منطقی رفتار کردم. چه دلیلی داره بهت اعتماد کنم؟ تو فقط به فکر سود خودت بودی که به من پیام دادی. و حتی اگر کارت اینه که مشتری جذب کنی، باید بتونی قانعشون کنی. تو و شرکت تو چه برتریای نسبت به بقیه دارند؟ که چی اصلا؟ برو گمشو بابا... :|