Die Sterne
فکر میکنم یه سری ویرانیها آبادی نداره :)
گذر زمان یه سری دردها رو از بین نمیبره، فقط کمرنگشون میکنه. طوری که در ذهنت باشند ولی توی امور روزمرهات اختلالی ایجاد نکنند.
وقتی یه آدم شما رو میشکنه، آدمی که هرگز گمان نمیکردید، شما باورهاتونو از دست میدید، بدبین میشید، دیگه اعتماد نمیکنید، خودتونو عقب میکشید و به آدمها شانسی برای نزدیکشدن به خودتون نمیدید. اگر هم این شانس رو بهشون بدید، خیلی باید مراقب رفتارشون باشند. چون با یه رفتار بدشون، دوباره اون زخم قدیمی رو تازه میکنند و از چشمتون میافتند.
نمیدونم... شایدم بقیه آدما اینجوری نباشند :) و چه خوب اگه اینجوری نباشند :)
هرچی باشه زندگی کردن با یه آدم "بسیار حساس" خیلی سخته. شاید یه آدم بسیار حساس باید با یه آدم بسیار حساس دیگه باشه. یا با یه آدم نرمال که بیاندازه دوسش داشته باشه؛ اونقدر که این حساس بودنش اذیتش نکنه.
شایدم هنوز اون تیکه پازلی رو که وجودش رو کامل میکنه، پیدا نکرده باشه :)
به نظر من روابط بسیار پیچیده هستند. خیلی چیزها در روابط کاملاً تصادفیه. مثلاً اینکه چقدر طرف رو دوست داشته باشی یا اصلا دوسش داشته باشی یا نه. تو یا از یکی خوشت میاد یا خوشت نمیاد دیگه. اینکه حالا علاقه بعداً ایجاد میشه و اینا، چیزایی نیستند که بشه بهشون تکیه کرد. این میشه خوش اومدن اولیه که شناخت خاصی پشتش نیست. پس شکنندهست :) ممکنه هرلحظه فرو بریزه؛ با یه رفتار، با یه حرف. بعد که وارد پروسه شناخت میشن، چقدر ممکنه این دو نفر تا تهش با هم بمونند؟ چقدر احتمال داره دوتاشون با هم بسازند؟ چقدر احتمال داره کاملاً خود واقعیشون باشند؟ و چقدر احتمال داره همدیگه رو درست شناخته باشند؟ مثلاً به نظر شما چقدر احتمال داره همه چیز اوکی و نرمال پیش بره؟ خانوادههای دوطرف راضی باشند؟ فرهنگشون به هم بخوره و خیلی چیزای دیگه... میبینید؟ همه اینا تصادفیه...
هرکسی توی این دنیا یه ستاره داره. ولی آیا همه ستارهشون رو در طول عمرشون پیدا میکنند؟ مشخصه که خیر! خیلیا با ستارههای خودشون نیستند. یه ستارهٔ اشتباهی تو زندگیشونه. ولی همچنان دارند به زندگی ادامه میدن. چون این چیزی نیست که تهدیدی برای زندگیشون باشه.
یه روزی یه جایی یه آدمی خیلی دل بسته بود به اینکه ستارهاش رو بالاخره پیدا میکنه. اتفاقا یه ستاره اومد تو زندگیاش که فکر میکرد ستارهٔ خودشه. بیاندازه و عمیق دوسش داشت. اما همهچی تموم شد. اون ستاره، یه ستارهٔ خمیری بود که خودشو به شکل ستارهٔ اون آدم درآورده بود. ستارههای خمیری به مراتب وحشتناکترند :)
شاید برای شما هم این پرسش ایجاد شده باشه که از کجا بفهمیم یکی ستارهٔ ما هست یا نیست؟ باید بگم پاسخ این پرسش مشخص نیست. گذر زمان اینو بهتون نشون میده. زمانی به طول یک سال یا حتی شاید یک عمر. هروقت هرجا حس کردید یکی ممکنه ستارهٔ شما باشه، تلاشتون رو بکنید که بشناسیدش و بعد بهتر میتونید تصمیم بگیرید.
به طور کلی روابط پیچیده و گیجکننده هستند. اما و اگرهای زیادی هم دارند. من دیگه حوصلهٔ توضیح ندارم چون تا صد سال دیگه هم میشه این بحث رو ادامه داد. از هر زاویهای میشه بهش نگاه کرد و بنده حوصله این کار رو ندارم الان :)
فعلا خداحافظ