جاری مثل آب
خسته و ترسان و غمگین و ناامیدم :)
خدایا اون روزی که منو نقاشی میکردی، به این هم فکر کردی که چقدر حساسم؟
میدونم که میدونی کوچکترین چیزهایی رو که به هیچکس نمیگم و از درونم رد میشه؛ از قلبم، از ذهنم...
میتونم بگم به جز تو هیچ دلخوشی دیگهای ندارم :) و خوبه که اینم میدونی...