امروز بر آن شده بودیم که اندکی در بازار بگردیم و سپس به چلوکبابی مسلم در همانجا برویم. من آنجا را در یک روز بارانی به صورت کاملاً اتفاقی شناخته بودم. پس از بازدید از کاخ گلستان و در اثنای برگشت، باران شدیدی ناگهان شروع به بارش کرده بود و من و حانیه که بسیار هم گرسنه بودیم، به دنبال سرپناهی در خیابان می‌دویدیم :))))))) [چقدر شبیه داستان اوشین شد😂] سپس تابلوی کوچک مُسلم نظرمان را جلب کرد. با خودمان گفتیم در آنجا هم چیزی می‌خوریم و شکمی از عزا درمی‌آوریم[حالا شبیه گرگ داستان شنگول و منگول😂] و هم تا وقتی برویم، باران احتمالاً بند آمده است. هیچ هم تصور نمی‌کردیم که مسلم قرار است چیزی بیش از یک چلوکبابی معمولی همچون همهٔ جاهای دیگر باشد. تا اینکه سفارشمان آماده شد و آن را برایمان روی میز گذاشتند.

درست پس از چشیدن نخستین قاشق از غذا[تصویر آن منتقد در موش سرآشپز هنگام چشیدن ratatouille😂] دریافتم که مزه‌اش متفاوت است و به راستی خیلی خیلی خوشمزه است. این شد که پس از خستگی‌های بازدید و عکس گرفتن‌ با جامه‌های قجری این غذا خیلی به مذاقم خوش آمد.

پس از آن روز ماجرا را برای اجی تعریف کردم و قرار شد مسلم را هم در برنامهٔ تهران‌گردی خودمان بگنجانیم و یک بار هم با او به آنجا بروم.

گذشت و گذشت و ما در این میان جاهای زیادی با هم رفتیم. اما قرعه به نام مسلم درنمی‌آمد. تااا اینکه قرار شد امروز که پس از مدت‌ها او را می‌بینم به آنجا برویم.

خیلی جالب است. وقت ناهار که می‌شود خیلی از بازاری‌ها برای غذا خوردن به مسلم می‌آیند. می‌توانید جو را تصور کنید؟ "فضایی پر از مردان کاسب و بازاری". برای من اندکی رنگ و بوی کتاب زن زیادی جلال آل احمد را دارد. البته نمی‌شود این را به کل فضا تعمیم داد. آدم‌های دیگری از قشرهای دیگری هم در آنجا بودند. نمونهٔ بارزش من و اجی😅💚

نظر همسفر امروزم کاملاً مثبت بود😌 او که ته‌چین مرغ و بادمجان سفارش داده بود خاطرنشان کرد که هرگز ته‌چینی به خوشمزگی اینجا نخورده است😊 آری، مهربان بیهوده چیزی را معرفی نمی‌کند و باید بدانید که حتماً آن چیز، چیز خوبی بوده است که او آن را به شما گفته است. و البته شما را هم دوست داشته است که برایتان تعریف کرده است وگرنه هیچ از آن نمی‌گفت :)

کوتاه بگویم؛ اگر گذرتان روزی به بازار افتاد حتماً سری به چلوکبابی مسلم بزنید🤩 پشیمان نمی‌شوید!

پ.ن. یک: از شکل پُرس‌ها کاملاً صمیمیت را درمی‌یابید و احتمالاً شما را به یاد ایران قدیم می‌اندازد؛ همانطور که مرا🐦

پ.ن. دو: پوزش می‌طلبم اگر دلتان با دیدن نگاره‌ها آب افتاد :(