گذران زندگی

[یادم نیست اینو اینجا گذاشته بودم یا نه ولی صرفاً جهت یادآوری به خودمه]
مثل هرکس دیگهای که زمین میخوره
یکم از پا افتادم و خاکی شدم
ولی جالبه به جای من اونایی که مقصر بودن شاکی شدن!
اونا که دلیل حال بدم بودن، زودتر از همه بالاسرم بودن
کسایی که شاید از همه بیشتر تو فکر چیدن بال و پرم بودن
هعی روزگار، هعی روزگار!
جلو آینه به خودم گفتم: به روت نیار! به روت نیار! به روت نیار!
گفتم: سلام خانوم! بیخیال نگو فردا چی میشه...
دیگه بسه خانوم! نگو تکلیف دردا چی میشه...
گفتم: سلام خانوم! دیگه برام قانون مِن بعد قانون جنگه
ولی برنده اونه که میتونه خونسرد و آروم بجنگه :)
.
.
.
گذشت روزای بدم و بهترش اومد
هرکی بد بود باهام سرش اومد
دوتا بال درآوردم از خوشی،
از این سر تا اون سر شونهام!🤗
پرواز میکنم آزاد و خوش
هر یه ترسو صدبار بُکُش!
رسیدم به چیزایی که سخت بود یه روزی واسم باورشونم :)