خونهٔ من کجاست؟ یه کرهٔ معلق🌎
حس میاد تو سینهام، شاید چون که زندهام
باور سخته، شکُّ حفظم
هنوز مثل بچگی باید از خودت بسازی
ولی مثل بچگی میشه دست و دلت راضی؟
انگار که هستم لای هست و نیست
پ پلکای بستهام شاعرم کنین :)
تو این گرداب هفت رنگ ما که غرق شدیم
پس پلکای بستهام شاعرم کنین
زندگی یه آنه، من مسخ این لحظهام
سعی میکنم برقصم اگر نمیفهمم
به هرحال نقطه ثقل زمان کش میاد همش
شادی همیشگی نیست، میاد بیاختیارم اشک
آینه منو دید، خوب شناختم
بیتوجه بود، روم حساب کرد
تا به ته رسیدم، از اول ساختم
از اول ساختم، تا به ته رسیدم
احتمالش بالاست فاز بد بگیرم
بگیرمم گرفتم آخه بچه نیستم :)
چشم بسته حاضرم ببینم💙
پ.ن: عزیزانم شادی مطلق وجود نداره و برای همین از آدمایی که به صورت فیک خوشحالن و میخوان همیشه همه چیز رو گل و بلبل نشون بدن بدم میاد. یه امکانی هم وجود داره. اینکه فقط بخش روشن زندگیشون رو بهتون نشون میدن. بخش تاریکش رو دور از چشم همه نگه میدارن. بنابراین ظاهر زندگی کسی رو با زندگی حقیقی خودتون مقایسه نکنید❤️
مریم مبارکی حرف قشنگی زده: من ترجیح میدم هوشمندانه غمگین باشم و این غم رو تبدیل به یک خرد کنم تا اینکه احمقانه و متوهمانه یک شاد باشم: