چون یه جا بالاخره برمیخوره بهت

[چند ماه پیش که این آهنگ اومد ازش خیلی خوشم اومده بود و حالا باید یه جایی بربخوره بهت. میگیری چی میگم؟ :) ]
یه آن یهو برمیخوره بهت
بهت بند میکنه دلت
از نگاههای بالا به پایین
از حرف شنیدن، از دستور خستهای
از چشم گفتنِ مجبور، خستهای
از کار کردن هفت روز هفتهای
دوس داری یه خوابی کنی بگن: از هوش رفته این!
یه جا یهو برمیخوره بهت
بهت بند میکنه دلت
که بری بترکونی
صفرتو به یک برسونی
آرزوهاتو سرد که میشه سفت بپوشونی
میبیننت بگن: کاش عین تو بودیم :)
مدام توی سیر صعودی، هیچ احساسی عین شروع نیست
مثل ساعت مخم کار میکنه
مهربان داره خوب رفتار میکنه😁
دوباره داره با کفشاش میدوه
دوباره دختر بشاشی شده❤️
خودمو بیشتر از همه هستم
چون تا بخواد مهربان دم دستم
هم تو خوشیم پا بود هم شب تلخم
باقی آفریده شدن برا رفتن، برا گشتن
برا بودن نه! کمک گرفتم سر سوزن؟ نه!