بخش شفاهی امتحان دانش خانواده را پشت سر گذاشتم. استاد به من اینگونه گفت: خانوم مهربان، چقدر خوبه که انقدر مسائل رو دقیق بررسی می‌کنید و انقدر دید روشنی به آینده دارید. حقیقتا نمرهٔ شما بیش از بیست میشه ولی دیگه امکان نشون دادنش نیست😅❤️

یکی از دوستانم امروز به من گفت: به به چه لاکی هم زدی. دو رنگ متفاوت و چقدرم قشنگه😍 به نظرم تو نیازی نداری ناخن بکاری. همینجوری قشنگی :)

من نیز افزودم: از ناخن کاشتن خوشم نمیاد. دلم می‌خواد خودم لاک بزنم.

بعد از اینکه چای لیمو عسلم را نوشیدم، داشتم رژم را تمدید می‌کردم. البته بدون اینکه آینه‌ای داشته باشم و فقط با حس لامسه😂

وی دوباره گفت: مهربان تو رفتارت اروپاییه. نهاااایت یه رژ می‌زنی :))))))

گفتم: اصلا حوصلهٔ آرایش کردن ندارم... بسیار نچرال هستم :)

گفت: آخه نیازی هم نداری🥰 با اون چشمای خسته‌ات :)

گفتم: منظورت خماره دیگه؟😂😂

گفت: آره همون. کلمه‌اش یادم نیومد😂 حتی شهلا هم میشه گفت :)))))

وقتی به ایستگاه اتوبوس رسیدم، هوا خیلی سرد بود و داشتم منجمد می‌شدم. تا اینکه اتوبوس از راه رسید.

راننده نگاهی به من انداخت و‌ پرسید: بیرون سرده؟

گفتم: خیلییی🥶😵‍💫

گفت: بیا جلو. بخاری روشن کردم. دیگه الان دورهٔ زن، زندگی، آزادیه😍🥰

و ادبیات و لحن بیان او شبیه رضا رویگری در سریال ملکوت بود😂😂[با این تفاوت که او نقش مثبت داشت]

وی در هنگام پیاده شدن به من گفت: برادریتو ثابت کن دختر😂

منظور او این بود که کارت بزنم :)))))))) و زدم.

حرفش خیلی بامزه بود😂😂

امروز مهربانی بسیاری از آدم‌ها دیدم❤️ امیدوارم شما هم روز خوبی داشته بوده باشید🤗❤️