صفِ لیستِ انتظار:

لیست انتظار کلاسی که می‌خواستم، طولانی‌تر از خود ظرفیت کلاس شده است :)))))) خاک بر سرشان با این مدیریت کردنشان! بعد تازه به من می‌گویند: نمی‌شود ظرفیت را بالا برد! خوب شد که اینهمه آدم وارد لیست انتظار شدند؟😒😏 حالا دیگر مجبور هستید یک خاکی به سرتان بریزید :) احمق‌ها!

نمره‌های آزمون پایانی آمد و خوشحالم🥰 پس از آن ضدحالی که برای میان‌ترم خوردم، امروز کمی روی فرم آمده‌ام و نتیجه را دوست داشتم :)

گویا کردن مخرج‌ها را کاملاً از یاد برده‌ام :))))) به چه دردی می‌خورد و چرا به کارش می‌بردیم؟🤔 باید بگردم...[بعداً نوشت: برای این است که رادیکال مخرج را از بین ببریم.]

امروز در کلاسی که هیچوقت نمی‌توانستم شرکت کنم، حضور یافتم. ولی خیلی دنیای عجیب و متفاوتی است. از آنجا که ویدیوهای ضبط شدهٔ قبلی را ندیده‌ام، پیش‌نیازهای لازم برای درک همه جلسه را نداشتم اما خب یک‌سری چیزها هم فهمیدم و این خوب است💚

باورتان می‌شود در قرن بیست و یک مردی برای خانه‌اش مواد غذایی نخرد تا خانومش مجبور شود درخواست طلاق کند؟ این حجم از بیشعوری و حماقت که در این آدم هست، بسیار نادر است. آدم حتی دلش نمی‌آید یک حیوان را گرسنه بگذارد چه برسد به آدمی که یک عمر با او زیسته. هرچند که حالا با هم دشمن باشند... هرچند که حالا با هم نسازند... متأسفانه یک‌سری قوانین مسخرهٔ مردسالارانه وجود دارند که به راحتی در ایران اجرا می‌شوند. من که هیچگاه آنها را نپذیرفته‌ام و نخواهم هم پذیرفت. اصلا مهم نیست که مردان چگونه در این باره می‌اندیشند ولی گور پدرشان! مذکرهای احمق!(برسد به دست همان مردانی که این تبعیض‌ها را به راحتی می‌پذیرند و حتی به خاطرش خوشحالند)