استقلال مالی:

ابتدا در مورد نگارهٔ بالا بگویم. آن را یکی از دوستانم برایم فرستاده است. او باور داشت که این یک حقیقت است.

در جمع خانومانهٔ دیروز داشتم دربارهٔ مسئلهٔ مهمی صحبت می‌کردم: استقلال مالی. شاید یک آغاز تیمی بهتر جواب بدهد. البته این هم طبیعی است اگر دیگران سست شوند یا حتی خود من. اما نباید دائمی باشد. حالا چرا آن را قرمز کردم؟(قرمز که نه زرشکی) چون به راستی یک زنگ خطر برای هر بانویی است که این پُست را می‌خواند. تو باید به خودت بیایی دخترجان! حقیقت‌های تلخی هست که شاید می‌باید آن‌ها را آشکار کنم:

اول اینکه تو مسئول زندگی خودت هستی؛ نه پدرت، نه همسرت، نه پارتنرت هیچکدام نباید بار مالی زندگی تو را به دوش بکشند. می‌شنوی دخترجان؟ هیچکدامشان! پس این‌بار به جای غر زدن از اینکه پدرم یا همسرم به من پول نمی‌دهد یا کم می‌دهد، خودت مسئولیتش را بپذیر و به خودت بگو: تقصیر خودم بوده است. من باید خودم کار کنم و بگذار به غرورت بربخورد! درست شنیدی! بگذار به غرورت بربخورد بلکه بلند شوی و کاری کنی. این برای این است که نگذاری یک آدم بیشعور از پول نداشتنت سواستفاده کند.

دوم، کسی که استقلال مالی دارد، قدرت دارد. پس اگر یک همسر بیشعور داشتی که به خاطر پول، تو را در جای‌جای زندگی آزار داد و تو به خاطر پول نداشتن، سرپناه نداشتن و مستقل نبودن نتوانستی طلاق بگیری یا ترجیح دادی اینهمه تحقیر و آزار را تحمل کنی، دلیلش نداشتن استقلال مالی است. دلیلش این است که قدرت همسر تو، داشتن استقلال مالی بوده است.

سوم که البته خیلی ربطی به استقلال مالی ندارد، این است که تو باید حق و حقوق خود را بشناسی تا به دیگران اجازه ندهی از آن بگذرند. خیلی وقت‌ها نداشتن آگاهی باعث می‌شود به تو ظلم شود. چون کسی که می‌داند، اینجا از دانشش سواستفاده کرده است و تو به خاطر ندانستنت آسیب دیده‌ای. بکوش که بیشتر بدانی دخترم، بکوش که بیشتر بدانی!

پاری همچنان "روی مخ" است. تازگی‌ها با این واژه تعریف می‌شود. البته من چند ساعتی را در روز به بهانه‌هایی تنهایی می‌گذرانم و از او می‌خواهم که تنهایم بگذارد. دیروز فهمیدم که حریم شخصی برای من خیلی مهم است. من نمی‌توانم دائما پیش آدم‌هایی باشم که روی مخم راه می‌روند. به هرحال نباید از یاد برد که من یک آدم درونگرا هستم و به تنهایی‌ام نیاز دارم.

امشب حالم اصلا خوب نبود. این شد که نتوانستم بنویسم. امشب واقعاً شب بدی بود :)

[این پست در روز بعد نوشته شده است.]