دوست واقعی:

دیشب در ذهنم می‌رفت و می‌آمد که به راستی دوست واقعی کیست؟

آن لحظه که گو جون پیو به خاطر جیهو خودش را جلوی ماشین انداخت و پس از برخورد ماشین به او، چند دور هم چرخید و بعدش بخشی از حافظه‌اش را از دست داد... آن لحظه بود که از خودم پرسیدم آیا دوستان واقعی این‌کارها را برای هم می‌کنند؟ واقعاً جانشان را در دست دارند تا برای دوستشان نثارش کنند؟ می‌دانم که تمام F4 همین‌کار را برای هم می‌کردند. پرسش اینجاست که برای چه کسانی حاضریم ترسمان را فدا کنیم؟

با خودم می‌گویم من گاهی تند می‌روم... من گاهی خشمگین می‌شوم و البته خشمم را پنهان نمی‌کنم. داد و بیداد می‌کنم، کنایه می‌زنم، چیزهای سنگین نثار دیگران می‌کنم. این خیلی‌ها را ناراحت و دلزده می‌کند. البته می‌دانم که درست نیست. نمی‌خواهم رفتارم را تأیید کنم اما دست کم بهتر از آدم‌های دورو و ریاکاری است که "در عین اینکه تو را می‌بوسند، در ذهنشان طناب دار تو را می‌بافند." تنها می‌خواستم بگویم که همیشه نمی‌توان مهربان بود :)