46
گراند هتل:
آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده بودید که در گذشته مردم چگونه بین راه استراحت میکردند؟ البته که یکسری جاها در راه، استراحتگاههایی وجود داشته که حتی میتوانستند اسبها را بگذارند تا نفسی تازه کنند. اما مهمانان بسیار مهم چطور؟ از آنان چگونه پذیرایی میشد؟
ابتدا این نکتهٔ بسیار جالب را بگویم که در گذشته معماری بیشتر خانهها طوری بود که مکان جدایی برای مهمانها حتماً در آن بنا در نظر گرفته میشد. اینگونه، افراد مهم و سرشناس، به خانههای افراد مهم سرزمین میزبان میرفتند و در آنجا میماندند.
اما بعدها هتلها روی کار آمدند. به راستی مشخص نیست نخستین هتل ایران چه نام داشته. اما با خواندن قدیمیترین سفرنامههای تاریخ میتوان ردپاهایی یافت.
امروز به گذشته رفتم، به گراند هتل؛ نخستین هتل ایران که به سبک اروپاییها ساخته شده است.
پیش از آنکه به خود گراند هتل بپردازم، باید اندکی از خیابان لالهزار بگویم.
لالهزار در ابتدا باغی بود که در دورهٔ فتحعلی شاه ساخته شد.
این باغ همچنان بود تا اینکه در دورهٔ ناصرالدین شاه، دختر محبوبش فخرالدوله در سن سی و سه سالگی در همین باغ از دنیا رفت. این باعث بد شدن نگاهِ قبلهٔ عالم! به لالهزار شد. و در همین دوره به خاطر کمبود بودجهٔ دولت و مسائل اینچنینی نصف این باغ فروخته و سپس تبدیل به خیابان شد.
باید بگویم در آن دوران، صاحب منصبها و خانوادههای خیلی پولدار در این خیابان سکونت داشتند.
اما گراند هتل چگونه ساخته شد؟
در سال 1281 نصراله باقروف معروف به باقرخان قفقازی که بعدها فامیلی خمسی را برگزید، از یک خانوادهٔ ثروتمند و بانفوذ در گیلان به تهران آمد و مقیم این شهر شد. چند سال بعد هم هتلی در لالهزار باز کرد که نامش گراند هتل بود :)
در سال 1292 به همت او ساخت این بنا آغاز شد و در سال 1295 در فرجام افتتاح گردید.
نباید از یاد برد که این هتل بسیار مجلل و باشکوه و به سبک اروپاییها ساخته شد. گراند هتل در ابتدا 25 اتاق داشت که این به 36 اتاق هم رسید. به این دلیل که برخی اتاقها بسیار بزرگ بودند و آنها را به دو نیم تقسیم کردند. یکسری اتاقهای هتل خیلی گرانقیمتتر بودند. آنها حمام داشتند. البته نه به معنای آب گرم لولهکشی. بلکه گفته میشود که یا بشکههای بزرگ آب گرم داشتهاند یا سماورهای بزرگی از آب گرم.
نکتهٔ جالب توجه این است که مهمانهای مهم دیگر جایی برای ماندن داشتند. دیگر هتلی وجود داشت که پذیرای آنها باشد :)
همچنین چیزی که برایم شگفتیآور بود، این بود که یکی از اتاقهای گراند هتل تبدیل به نخستین سفارت شوروی در تهران شده بود.
امروز هرچه بیشتر از این هتل میشنیدم، بیشتر به شگفتی میآمدم و لذت میبردم🥰
غلامحسین شاپوری که خود نیز یک اهل موسیقی بود، مدیریت هتل را به عهده گرفت. او روابط خوبی با سایر موسیقیدانان و خوانندههای آن دوره داشت. از این رو با دعوت آنها به گراند هتل برای اجرای موسیقی، برای نخستین بار برگزاری کنسرت را به شکل امروزی در آنجا پایهگذاری کرد.
تا پیش از آن، کنسرتها همه دعوتی بودند. یعنی باید دعوت میشدی تا بتوانی در آنها حضور یابی. در این دوره اما برای اولین بار، کاغذهایی با اطلاعاتی در مورد کنسرت، خوانندهها و ساعت و محل برگزاری به وجود آمد. میتوان گفت نخستین بلیتهای کنسرت!
هنرمندانی همچون درویشخان، عارف قزوینی، قمرالملوک وزیری، غلامحسین درویش و ملوک ضرابی در این مکان به نواختن ساز و خواندن آواز پرداختند.
کنسرتهای آنها با استقبال بینظیری رو به رو شد.
افزون بر کنسرتها، جلسات مهمی نیز در آن هتل برگزار میشد از جمله جلسات فعالان حقوق زنان.
تا حدود دههٔ 20 همهچیز خوب بود. تا اینکه از حدود سال 1334 به بعد، با گسترش تهران، موقعیت خیابان لالهزار متزلزل شد. خیلی از مغازهدارها نیز مغازههای خود را فروخته و به شمال تهران رفتند.
گراند هتل همیشه به عنوان هتل شناخته نمیشده. در همان حدود دههٔ بیست، گراند سینما نامیده میشده و در آن تئاتر نیز اجرا میکردند.
کم کم همهچیز کمرنگ شد تا اینکه علی حاتمی هزاردستان را ساخت که در لالهزار اتفاق میافتاد. همین این خیابان را باز بر سر زبانها انداخت.
اما چیزی که خیلی دردناک است، این است که امروزه دیگر خبری از آنهمه شکوه و جلال نیست. حالا گراند هتل یک ساختمان قراضه است که آدم حتی رغبت نمیکند به آن بنگرد. گویی ناگهان اسیر طلسمی همیشگی شده باشد...