تفاوت‌های فرهنگی:

امروز این را آموختم که شبه جزیرهٔ کره در ابتدا یکپارچه بوده. بعدها در جنگ جهانی دوم شوروی آمد و شمال آن را و ایالات متحده آمریکا جنوب آن را گرفت و بعد میان این دو قسمت جنگ در گرفت و در فرجام منجر به این شد که کرهٔ شمالی و جنوبی به وجود بیاید.

به نظر من کرهٔ شمالی یکی از ترسناک‌ترین کشورهای جهان است :) نمی‌دانم چه سیاستی پشت تمام کارهایشان است ولی مردم در آنجا به صورت خیلی محدود و بسته زندگی می‌کنند و حتی برخی از اصلی‌ترین حقوق یک انسان را هم ندارند. برای نمونه با وجود اینکه وسایل الکترونیکی در آنجا تولید می‌شوند ولی همه مردم نمی‌توانند آنها را بخرند و آن دسته‌ای هم که می‌توانند باید برای استفاده از آنها از دولت مجوز بگیرند :) و خیلی چیزهای دیگر... همهٔ این‌ها باعث می‌شود مردم آنجا آگاهی کمتری داشته باشند و شاید حتی بیشتر از زندگی روزمرهٔ خود را نبینند و هیچ چشم‌اندازی از آینده نداشته باشند...

برخلاف کرهٔ شمالی، کرهٔ جنوبی بسیار پیشرفته و مدرن است. خیلی چیزها می‌توانم درباره‌اش بگویم. مثلاً آنها در زمینهٔ فیلم و سریال و موسیقی خیلی خوب هستند، به بزرگ‌ترهای خود بیشتر از ما احترام می‌گذارند و تعظیم کردن جزو مرسوم‌ترین آداب آنهاست، غذاهای دریایی خیلی می‌خورند؛ حتی خام خام! و بیشترین آمار جراحی‌های زیبایی دنیا را دارند. همچنین بهترین امکانات اینگونه عمل‌ها در آنجا فراهم است. نکتهٔ جالب دیگری که یادم می‌آید این است که آنها برخلاف ما خیلی به ندرت با هم دست می‌دهند و روبوسی هم که در آنجا تقریباً قفل است :))))) همچنین باید بگویم خیلی از لمس شدن خوششان نمی‌آید. خلاصه حواستان باشد! یک چیز جالب دیگر هم اینکه در هنگام رقصیدن برخلاف ما که بیشتر از دست‌هایمان استفاده می‌کنیم، آنها بیشتر از پاهایشان استفاده می‌کنند.[منظورم رقص معمولی ایرانی است و نه رقص‌های قومیت‌های گوناگون مثل ترکی و کردی و ...]

کار دیگری که کردم، انجام مدیتیشن بود. باید اعتراف کنم که متاسفانه هنوز با آن ارتباط برقرار نمی‌کنم :) دیدید بعضی‌ها به درونشان سفر می‌کنند؟ این مرحله هنوز برای من قفل است :))))))

چند صفحه از کتابی که امروز خواندم نیز واژه‌ها و اصطلاحات و اشخاص و جاهای زیادی داشت که نمی‌دانستم. در ادامه چند نمونه را می‌آورم:

شارل دوگل: نظامی و سیاست‌مدار اهل فرانسه بود که در جریان جنگ جهانی دوم رهبری فرانسه آزاد و پس از آن برای ده سال ریاست‌جمهوری فرانسه را بر عهده داشت.

شوونیسم: میهن پرستی افراطی

ژان دارک: قهرمان ملی فرانسه و قدیسه‌ای در کلیسای کاتولیک بود. در جریان جنگ صدساله، یکی از رهبران ارتش فرانسه بود. همانطور که دیدید، ژان دارک یک بانو بود :)

**دریاچه ژنو یا لِمان: دریاچه‌ای در شمال رشته کوه‌های آلپ، در مرز سوئیس و فرانسه

کوستا براوا: ملقب به "ساحل وحشی"، در قسمت شمال شرقی سواحل اسپانیا

**اسکی آبی: نوعی ورزش آبی| ورزشکار در حالی که اسکی مخصوص به پا دارد، به وسیلهٔ وسایل آبی موتوری با سرعتی در حدود 30 کیلومتر بر ساعت روی آب کشیده می‌شود.

پ.ن1: نگارهٔ آنهایی را که کنارشان ستاره زدم بر این پست می‌آویزم تا بیشتر با آنها آشنا شوید.

پ.ن2: جست و جوها دربارهٔ این واژگان خیلی سریع بوده و خیلی به کند و کاو درباره‌شان نپرداخته‌ام. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید خودتان بگردید.