امشب چ سخت بود!
استرسی ک من امروز متحمل شدم، انقدر زیاد بود ک کمرم شکست حقیقتا
الان همه چی حل شده ها ولی من خود ب چشم خویشتن دیدم ک جآنم می رود...
اگه بگم مردم و زنده شدم اصلا اغراق نکردم 
لازمه شکرگزار باشم واسه اینهمه لطف و محبت
پ.ن1:نتیجه اخلاقی ک گرفتم این بود ک نباید کارامو بذارم واسه دقیقه 90 و باید هرچه زودتر انجامشون بدم.نیاز بود ک من این زجر رو بکشم تا این موضوع رو متوجه بشم.درس های زندگی سخت اند دیگه!
پ.ن2:ساسا و آجی❤️