30
دستبند کاغذی:
امروز از نظر جسمی خیلی خوب نبودم اما دور از خانه و دغدغههای روزمره بودم.
سعی کردم اندکی مادربزرگم را کمک کنم و با او صحبت کنم. محیا هم آمد و در حیاط روی کاشیها یکی درمیان یا ضربدری راه میرفتیم و بازی میکردیم. او همچنین برایم نقاشی کشید و دستبندی کاغذی ساخت😁