کارت پستال:

دیشب تا پاسی از صبح بیدار بودم و داشتم کاردستی‌ام را درست می‌کردم. دو تا گل اسطوخودوس یا لاوندر درست کردم ولی صبح به این نتیجه رسیدم که کار، هرچه مینیمال‌تر، زیباتر💜 و بهتر است از آن استفاده نکنم. این شد که خیلی اندیشیدم چه کنم و چه نکنم تا در فرجام به این رسیدم که گل‌های کوچک‌تر دوبُعدی بسازم. ایده‌اش اینگونه بود که خودم هم به وجد آمدم. یک گلدان سه‌بُعدی مینیمال با چندتا گُل بنفش و صورتی و چندین برگ🌱

امروز استاد گفت نوشته‌های کارت پستالمان را بخوانیم. هرکس می‌آمد رو به روی همه نوشته‌اش را می‌خواند. من نیز رفتم. در ابتدا استاد گفت:

In der Uni haben wir so etwas nicht

و به من لبخندی زد. گویی منتظر تأیید بود. سرم را با لبخند تکان دادم :)

از اینکه او را خارج از دانشگاه هم می‌بینم، خوشحالم💚 اندکی متفاوت‌تر است.

امروز یک تمرین را از ابتدا اشتباه فهمیده بودم و انجامش نداده بودم. مجبور شدم بداهه صحبت کنم اما خیلی راضی نبودم. این‌روزها کلا خیلی از خودم راضی نیستم :)