12
Germanist بودن:
وقتی به امروز میاندیشم، چند چیز را به خاطر میآورم.
یکی اینکه استاد به من گفت: شما یک Germanist هستید و باید پاسخ این پرسش را بدانید. و من با اندکی جستوجو آن را یافتم و گفتم.
استاد لبخند ناباورانهای زد، طوری که گمان کردم اشتباه کردهام ولی گفت: ganz richtig!
مورد بعدی اینکه چندنفری به سوی خانه رفتیم و با هم گپ میزدیم. راهم کمکم از بقیه جدا شد.
با یکی از پسرهای همکلاسی تا جایی هممسیر بودیم و ناگهان پسرک گلفروشی جلویمان سبز شد و بیاندازه اصرار کرد که از او گل بخریم. او گمان کرده بود من و آن پسر پارتنر هستیم😑😂 و میگفت: برای خاله(من) گل بخر! آن پسر هم طوری کولیبازی درمیآورد و میگفت که نههههه ما پارتنر نیستیم که انگار چه اتفاق خاصی افتاده بود :| در فرجام هم آن پسرک آنقدر پافشاری کرد که او آن گل را خرید و به من داد :))))))))) دلیلش این بود که نمیخواست بقیه به او بدبین شوند و فکرهای بد بد دربارهاش کنند و به همین دلیل نمیخواست گل را با خودش ببرد😵💫 من نیز به ناچار گل را از او گرفتم و به او گفتم: این برای من سوتفاهمی ایجاد نمیکند و لازم نیست نگران باشد.