اندکی آرمیدن:

بیشتر امروز را خوابیدم اما بابتش ناراحت نیستم. نمی‌توانستم کار دیگری انجام بدهم.

دیشب خوشحالی غیر منتظره‌ای را تجربه کردم🤩 هنوز هم باورم نمی‌شود... مربوط به کلاسم بود.

یک‌سری کار اداری انجام دادم و اندکی مرا آزار دادند تا انجامش بدهند.

کلاس امروزم کنسل شد و این نیز با توجه به حالم یک خوشحالی به شمار می‌رفت🥰

یک قسمت سریال هم دیدم.

آه که ساسا چقدر شبیه یانگوم است! اما شاید هنوز به اندازهٔ یانگوم جسور نیست. یک مشکلی که همیشه با به پایان رسیدن یانگوم داشتم، این بود که به روشنی تمام نمی‌شد. یعنی هیچگاه درنیافتم که چطور این قسمت آخرش بود؟ واپسین سکانس درست در میان روزمره‌ترین رویدادهای یک زندگی عادی قرار داشت.

و لابد زندگی جریان دارد...