در مورد چگونگی رابطه‌ام با برخی آدم‌ها هنوز سردرگم هستم. در رویارویی با بعضیا حس می‌کنم چیزی میان ما از بین رفته؛ چیزی که روزی ما رو به هم پیوند می‌داده. دیدن اینجور آدما تنها و تنها غمگینم‌ می‌کنه. چی می‌تونستیم باشیم؟ چه حس‌های خوبی می‌تونستیم داشته باشیم... اما حالا چی هستیم؟ حالا چه حسی داریم؟ چشمامو ازتون می‌دزدم؛ شاید شما هم؟ دوست ندارم ببینمتون اگه قراره همینجوری بمونیم. اما اگه قرار به درست شدنه، همراهی می‌کنم :) این رُخداد چیزی هست که من به راستی براش متأسفم...

شاید من هیچوقت نمی‌تونم با همه خوب باشم یا دست کم وانمود کنم که خوبم :)