اسیر شدیم به خدا
دارم به این فکر میکنم که چقدر دغدغههام کوچیک و احمقانه شده. اینکه اگه شالم بیفته چی میشه و چیکار باید بکنم. خوندن این موضوع برای شمای مخاطب مسخره نیست؟ :)
ولی متأسفانه این الان دغدغهٔ منه. متأسفم که انقدر سطح شعور و فرهنگ و همچنین درک یه سری آدم پایینه که اینو دغدغهٔ بزرگی میبینند و ما رو به این روز انداختند... منظورم فقط اون کلهگندههای حکومتی نیستند. حتماً توی هر خانوادهای یه نخالهٔ اینجوری پیدا میشه :) البته اگه شما خانوادهای هستید که فرد متعصبی بینتون ندارید و به عقاید همدیگه و همچنین دیگران احترام میذارید، باید بگم خیلی خوشبختید و دیگران از وجودتون در آسایش هستند :)
کاری به کسانی که خودشون تصمیم گرفتند حجاب داشته باشند و بهش باور دارند ندارم. اونا اینو خودشون انتخاب کردند و به زور نبوده پس قابل احتراماند. اما آیا تا حالا با خودتون فکر کردید که خیلیا فقط از روی ترس حجاب دارند؟ و چیزی نیست که بهش باور داشته باشند؟ به نظرتون اینگونه حجاب داشتن هم ارزشمنده؟ من اینو ارزشمند نمیدونم. میدونید چرا؟ چون فقط یه جور ظاهرسازیه و چیزی نیست که از قلب بربیاد :) خالصانه نیست. پس قشنگم نیست. مثل چاپلوسی میمونه. مثل دورویی. اینکه تو یه چیزی نیستی ولی اصرار داری نشون بدی که دقیقاً همون چیز هستی :) همینقدر مسخره و منزجرکننده...
حالا پرسش اینجاست که ترس از کجا میاد؟ پاسخ روشنه. خیلیش به خاطر همین تهدیدها و جریمههاییه که به خاطر بیحجابی دیگران رو مجبور به انجامش میکنند. اما تو یه جامعه کوچیکتر برمیگرده به تعصب خانواده؛ پدر، برادر، پدربزرگ و حتی مادر، خواهر. واژههای ترسناکی به نام "غیرت"، "ناموس".
بعدا در این باره حرف میزنم اما در کل هیچ منطقی پشت این رفتارهای متعصبانه وجود نداره. بعضیا وقتی شالت سرت نیست یه طوری نگاهت میکنند انگار تا حالا موی دختر ندیدند. یا هرکدوم از این افرادی که نام بردم وقتی میبینند که موی دخترشون، خواهرشون، مادرشون، نوهشون کاملا بیرونه و شالی نیست، انگار بهشون برمیخوره. در حالی که من ربط این قضیه رو به این افراد متوجه نمیشم. خب مثلاً چی شد الان؟ موی دخترت، خواهرت، مادرت، نوهت تو باد رهاست. خب که چی؟ چه اتفاقی افتاد؟ نکنه تو هم باور داری قراره از موهاش آویزونش کنند؟ یعنی انقدر دلسوزی میکنی و به فکرشی؟! :))))) خندهداره! یا اینکه نکنه فکر آبروتو میکنی؟ آبروی تو با موهای اون دختر میره؟ یعنی واقعاً هیچ چیز دیگه ای نداری که آبروت وابسته به چندتا تار مو نباشه؟ اگه چیز دیگه ای نداری که خاک بر سرت. تو واقعاً حقیر و بدبختی :) شایدم فکر میکنی دیگران به چشم بد به اون دختر نگاه میکنند و تصورات بدی ازش دارند یا تحریک میشن؛ مخصوصاً آقایون. اگه واقعاً اینطوریه که این یه جور ضعف به حساب میاد برای آقایون :))) و همچنین دیگه مشکل خودشونه. دخترا حجاب داشته باشند تا اونا تحریک نشن؟ گفتنش هم حتی مسخرهست :))) خیلی دلشون میخواد تحریک نشن، نگاه نکنن. والا! البته من خودم با توجه به چیزایی که دیدم، هر مرد یا پسری که واقعاً با درک و شعور بوده، مطالعه میکرده و میاندیشیده، اولا رفتارش با بانوان بسیار محترمانه بوده و دوم برای آزادی در کنار بانوان ایستاده. پس اون مذکرهایی که همش به فکر تحریک شدن و مسائل جنسی هستند، آدمای درست حسابیای نیستند و این آدما نه فقط تو ایران، بلکه تو همهجای دنیا هم متاسفانه هستند :))) اما در کل تو به عنوان یک مرد یا زن حق تحمیل عقیده ات به اون دختر رو نداری. به تو ربطی نداره. سرت رو بکن تو زندگی خودت و همه اینا رو توی مغزت فرو کن!