امضای تو🖋️
مینویسم که بمونه :) و اگه خاطرات ارزشمند نبودند، چرا باید مینوشتمشون؟
دیروز رو تو دربند گذروندیم. طبیعت خیلی وقتا میتونه بهت انرژی بده یا دست کم انرژیهای منفی تو رو بگیره :) همینم خیلی خوبه. مگه نه؟
تو راهِ رفت، هنگامی که سوار ونهای سربند شده بودیم تا بریم، نگاهم افتاد به یه مرده توی یه ماشین دیگه که چهرهاش رو برای من به ریخت مضحکی درآورد. انگار که بخواد منو مسخره کنه. به راستی چقدر بعضی افراد بیشخصیت، بیفرهنگ و بیکار هستند :) چشمغرهای بهش رفتم و سرمو برگردوندم. چون رفتارش به قدری برام مسخره و بیمعنی بود که دیگه ادامهاش ندادم.
بعدش یه سری عینک آفتابی رو امتحان کردم و جلوی آینه خودمو نگاه کردم🤭 با بعضیاش خندهدار میشدم :)))) در فرجام یکیشو که از همه بیشتر دوست داشتم، خریدم🥰
همینجوری رفتیم بالا و بالا و بالاتر. تو راه یه سری آدم بودند که چندتا دیالوگ رو انگار حفظ کرده بودند که میگفتند: بفرمایید از رستوران ما دیدن کنید. منظرهٔ فوقالعادهای داره.
یا یه سریاشون میگفتند: تو همونی هستی که پارسال گفتی امسال میام :)))) پس چی شد؟
و به همه هم همینو میگفتند :))))
رفتیم یه چایی نبات بر بدن زدیم :)))) خیلی حال داد😁 میتونست همراه با قلیون باشه :))))))
تو راه خر هم دیدیم😂 من میترسیدم جفتک بندازه بهم و خیلی با ترس و لرز از کنارش رد شدم :)
برگشتنی رفتیم یه مغازهٔ عطرفروشی برای اینکه در فرجام عطر مورد علاقهام رو بیابم :) و همینطور هم شد🥰 به نظرم عطرت میتونه امضای تو باشه هرجا که میری❤️ پس از یکبار تجربهٔ بد از سفارش آنلاین عطر، اینبار برآن شده بودم که حتماً حضوری برم :) بد از این جهت که چون قبل از فرستادن، نمیشه عطرها رو بویید، برای امتحان عطرهای جدید بهتره آنلاین سفارش ندید. ولی اگه نام عطر مورد علاقهتون رو میدونید، آنلاین سفارش دادنش مشکلی نداره :) من یه بار دو تا عطر آنلاین سفارش دادم و بوشون تهوعآور بود برام...
سرانجام رفتیم فستفودیای که یه جورایی تبدیل به پاتوقمون شده و یه چیزی خوردیم🤭 اتوبوسی که سوار شدیم خیلی حس نوستالژیکی داشت. برای همین ازش عکس گرفتم😁
اجی از اون دسته آدماییه که حرفام باهاش تموم نمیشه :)))) باید بگم از معدود آدمای انگشتشماریه که اینجوریه :)))) چون من معمولاً انقدر با آدما حرفی ندارم که بیشتر وقتها سکوت سنگین بینمون آزارم میده. وقتی اینجوری بشه، دیگه دلم نمیخواد با اون آدم وقت بگذرونم ولی خب چه میشه کرد که گاهی آدم مجبوره...
تهرانگردی همون پروژهایه که خوشحالم میکنه🥰 به طور کلی دوست دارم تنهایی همهجا رو بگردم و آشناتر بشم با خیابونای شهرم؛ همونطور که آشنا شدم با ایستگاههای گوناگون مترو :)