به یادِ وطنم که یادش هست
تابستون تو کوچه دخترا پسرا
پاییزم دوباره جدا از همیم :)))
دههٔ هفتاد، دههٔ من
دههٔ قهقهه از روی غم
دههای که آخرش نشد خم
به یاد ناظمی که جلو صف میگفت آینده ندارم و بعد
شدم اون آدمی که هرکی توی صف بود حالا گوش میده به کار من :)
به یاد شادی و روزای خوش
میکنم پنجتا انگشتامو مُشت👊
به یاد ایست، به یاد گشت
این خانوم کیه چیه؟ توی جیباتون هیچی پیدا نمیکنن تهش :)
به یاد شبای بدون روز
به یاد هجرتای سینهسوز
به یاد وطنی که میشه دور
به یاد همشون میکنم جنگ
به یاد همهٔ دلای تنگ
من وایسادم رو پاهام محکم
شکوندم درا که قفلن
توی دل شب، ندای صبح هست
دههٔ هشتاد، دههٔ فریاد
دههای که رفت توی دل ترسا
برای انتقام شصت و هفتاد
گذشت از همه چیش برای فردا
منی که پاییز هفتاد و نهم😅
همیشه بودم بین سه تا نسلا
بچگیم دیدم که شصت چی کشید
خودمم قاطی هفتاد و هشتاد
میزنم سلامتی هرچی مَرده، میزنم سلامتی هرچی زن✌🏻
دهه شصت و رویاهای بر باد
دهه تابوشکن دهه هفتاد
برا جربزهٔ دهه هشتاد
برا روزای خوب، برا فردا
برا هرچی که گرفتن از ما
به یاد شبام که گذشتن تنها
همهشون تو دلم شدش امید
میخوایمش آزادی رو همین الان
از خدا میخوام برای نسل دیرینه
فکرِ باز و اتحاد و قلبِ بیکینه
اون که داره باوراشو، اون که بیدینه
اون که کور نور عشقه، اون که میبینه