میدونی امشب چی شد؟ یه کار بد کردم :) وقتی باهاش دعوا کردم و از دستش عصبی بودم پیش دیگران بهش فحش دادم و ازش بد گفتم :) این در حالیه که خودم میدونم این خیلی کار بدیه :) معتقدم که وقتی با یکی دعوا می‌کنی نباید بری پیش دیگران خرابش کنی اما تقصیر خودش بود. خیلی گذشت کردم و هیچی نگفتم و فهمیدم بعضیا این گذشت‌ها رو نمیفهمند و میذارن پای وظیفه‌ات :) و تازه تقصیرارم میندازن گردنت پیش بقیه. در نتیجه زدم به سیم آخر و این‌کارو کردم. امشب سلیطه نه ولی کسی شده بودم که بیخودی سکوت نمی‌کنه و قاطعانه رفتار می‌کنه. الان خیلی خوشحال‌ترم :) یه عالمه خشم تو وجودم حبس شده بود که امشب خیلیشو ریختم بیرون :))) یکی از دلایل حال بدمم همین بود که این اواخر آدما هی ناراحتم کردن و من هی سکوت کردم و اون روی سلیطه‌مو نشونشون ندادم و همه چیو ریختم تو خودم :) نمیخوام دیگه سکوت کنم. میخوام بشم یه آدم عصبی بیشعور که ملاحظه هیچکسو نمی‌کنه. اینجوری راحت‌ترم :)✌🏻